hiiiiiiiiiii1
فریدر با خنده میگوید: «خب من هم داشتم آشپزی میکردم. آشپزی کردن فریدر به جای مامان بزرگ این طوری میشود دیگر!»
مامان بزرگ چیزی نمی گوید؛ فقط میگوید: «خاک بر سرم!» آن زمان فریدر خاموش میشود. همیشه زمانی مامان بزرگ میگوید خاک ....
فریدر داد می زند و دامن مامان بزرگ را می کشد. مامان بزرگ! مامان بزرگ! بیا همدیگر را واقعا دوست داشته باشیم. مامان ....
بالاخره مدرسه فریدر خیلی خوشحال است که به مدرسه می رود ولی زمانی عاقبت روز موعود فرا میرسد تمام چیز به طرز ....
|
صفحات سایت
| ||||||||||
| ... | 1 | |||||||||
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید