hiiiiiiiiiii1
سهیل چشم هایش را گشود و به سوی چپ خود نگریست که سر زیبا روی دست چپش بود و هنوز خواب . با لبخندی موهایی را که روی چهره ی زیبا با وزش باد بازی
یک روز پایـیزی بود . یکـی از هـمـان صـبح هـای غـم ناک و افسرده کـه آدم را یاد تمام روزهای تلخ و سوزناک می اندازد کـه جلوی شاهـراه های اندیشه و دل را می
|
صفحات سایت
| ||||||||||
| ... | 1 | |||||||||
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید