hiiiiiiiiiii1
داستانی از زندگی انسان هایی متداولی که دست روزگار سرنوشتشان را رقم می زند، سرنوشتی که گاه در شکل گیری آن هیچ ....
کسی آرام روی در می کوبید. انگار انگشتانش جان نداشتند. این ضربه ها را می شناخت. در را که باز کرد ....
یک خبرهایی بود که هم می دانست و هم و نمی دانست . تا رسیدن به خانه هر دو سکوت کرده بودند. انگار ....
|
صفحات سایت
| ||||||||||
| ... | 1 | |||||||||
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید