hiiiiiiiiiii1
تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطع اش کردی، تکه تکه اش کردی، تقسیم اش کردی و ....
پستچی پیر چشم از روی پاکتی که در دستش داشت برنمی داشت، عقل از سرش پریده بود. چندین سال بودکه ....
بعد از بیست و پنج سال خدمت در ساختمان دفترکار ای که چون معبد خاموش و آرام بود، در میان اتاقی کوچک ....
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید