hiiiiiiiiiii1
استلا هرجا میرود، کتاب میخواند. حتی زمانی دارد با برادر کوچولویش، سام، در یک روز قشنگ کشفهای کوچولو و ....
استلا و سام میخواستند یک روز را کنار دریا باشند. این اولین بار بود که سام دریا را میدید. استلا گفت: دریا ....
....
....
فرد عروسک محبوب سام است که متأسفانه امشب گم شده است. برای همین هم سام اصلا و ابدا خوابش نمی برد. نصفه شبی از خواب ....
وقتی که خورشید لباس خواب قرمزش را به تن کرد تا برود پشت کوه ها برای استراحت کردن، استلا و سام تصمیم گرفتند ....
وقتی که استلا خیلی خیلی کوچولو بود، کلمه ها برایش شبیه مورچه هایی بودند که روی کاغذ می دویدند. پروانه ها روی ....
سام و استلا داشتند بازی می کردند که یک باره استلا ناپدید شد. او داشت تمرین می کرد که با فکر کردن به چیزهای ....
«برف سرد است؟ یخ و سفت است؟ برف را می شود خورد؟...»
سام تا حالا برف ندیده است. با بارش اولین برف سوال های زیادی ....
|
صفحات سایت
| ||||||||||
| ... | 1 | |||||||||
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید