hiiiiiiiiiii1
پرخور خانم راست راستی که چیز بود...
چی؟
یک کوچولو پرخور؟
حالا صبر نمایید، نه.
پرخور مثل یک غول!
غول ها ....
حالش را دارید یک قصه برایتان بگویم؟
اگر شما به جای دودل خانم بودید، می گفتید: «آره لطفا!»
و بعدش فوری می ....
دانا خانم خیلی دانا بود.
خیلی چیزها می دانست، چیزهای سخت و چیزهای ساده.
مثلا می دانست که شما اگر بخواهید ....
لجباز خانم همان طور که می توانید تصور نمایید بیش از اندازه لجباز بود.
زمانی تصمیمی می گرفت دیگر محال بود تصمیمش ....
کنجکاو خانم از آن آدم های کنجکاو روزگار بود.
فقط یک نگاه به خانه اش بیندازید.
شکل خانه اش خیلی کنجکاوانه ....
دلشادخانم مثل چکاوک سرحال و خوشحال بود. چکاوک پرنده ی کوچک و خوش آوازی است که روی سرش تاجی از پر دارد.
البته ....
برعکس خانم همیشه عکس کاری را انجام می داد که شما فکرش را می کردید.
مثلا چطور؟
اگر از او می خواستید ....
وروجک خانم از آن دسته آدم ها بود که از خانه بیرون نمی روند تا فقط گام بزنند.
نه خیر، وروجک خانم اصلا این جوری ....
ترسناک خانم روی قله ی کوهی زندگی می کرد.
اسم خانه اش کلبه ی زهره ترک بود.
زمانی هوا تاریک می شد، او طوری ....
ترگل خانم به بیرون پنجره خیره شده بود و به سرگذشتهایی فکر می کرد که هفته ی گذشته اتفاق افتاده بودند.
به تمام ی ....
چلفتی خانم از آن آدم هایی بود که همیشه ی خدا به درو دیوار می خورند و خرابکاری می کنند.
برخی از خرابکاری های ....
پاپاجان شاهزاده خانم، شاه بود.
مامی جانش هم ملکه بود.
خب این یعنی چی؟ مطمئنم که مناسب می دانید، یعنی اینکه ....
کادو خانم زندگی خوشی دارد، چون هر روز به جشن تولد یکی از فامیل و آشناهایش میرود. او عاشق کادوهای جشن تولد ....
همه ی بچه ها از خواندن قصههایی دلبرا و هیجانانگیز لذت خواهند برد. از طرفی دیگر، برای آن دسته از بچه های ....
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید