hiiiiiiiiiii1
صبح یک روز دوشنبه از تابستان بود. ساحره خانم در کلبه اش اجی مجی لاترجی، از خواب بیدار شد.
خمیازه ای کشید.
و ....
کم روخانم دست خودش نبود.
خجالتی بود.
خیلی ناجور و شدید کم رو بود.
آن قدر خجالتی بود که هم خودش اذیت می شد ....
برای شکوه خانم هیچ چیز آن قدرها مناسب و جالب نبود. ایشان در خانه ی خیلی بزرگی زندگی می کردند که دورتادورش باغچه و ....
شما اصلا نمی توانید بگویید که آن دو از هم جدا بودند.
آنان یعنی کی ها؟
درست است، قلوخانم و قلوخانم.
پس ....
پرحرف خانم از مرحله ی پرحرفی هم جلوتر رفته بودند.
زبان نام برده یکریز در حال جنبیدن بود.
امروز و هر روز، ....
به هیچ آباد خوش آمدید.
شاید اسمش را شنیده باشید.
توی هیچ آباد درخت ها صورتی و نارنجی و قهوه ای اند و چمن ها ....
«ای وای ، این کارم دیر شد!»
«ای داد، آن کارم دیر شد!»
فس فس خانم همیشه دیرش می شد.
مثلا:
شما می دانید ....
خوش اقبال خانم بالای تپه ای در کلبه ی نعل اسبی زندگی می کرد.
یک روز بعدازظهر، بعد از شامی روش، کتابی را که آن ....
بی حواس خانم یک کم، یک کوچولو فراموش کار بود.
یک کم؟ یک کوچولو؟
روزی بانمک آقا را در خیابان دید.
بانمک ....
استار خانم درکلبه ی چشمک زندگی می کرد. حالا...
می خواهم رازی را به شما بگویم.
بایست قول بدهید این راز را برای ....
سختکوشخانم توی زندگی اش هیچ چیز را زیادتر از این دوست نداشت که سخت کار کند.
سخت کوش مثل یک زنبور عسل.
اگر ....
عجول خانم بدجوری عجله می کرد. همیشهتلاش می کرد هر کاری را در سریع ترین وقت امکان پذیر انجام دهد.
انگار کارها را ....
عاقل خانم مثل یک جغد عاقل بود.
شاید هم دوتا جغد، یا به قول برخی از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، "بلکمم دوتا جغد" ....
آراسته خانم یک جور عجیب و غریبی مرتب و منظم بود. در خانه ی او تمام چیز سر جای خودش بود.
یک کیف دستی بزرگ داشت.
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید