hiiiiiiiiiii1
خانوادهی خرسها همواره مودب هستند، ولی یک روز،ادب را فراموش میکنند و دیگر نمیگویند "لطفا" یا "متشکرم" ....
....
در یک روز زیبا و آفتابی خارپشت کوچولو آسان و آسوده زیر درخت بلوط خوابیده بود.ناگهان صدای (نق» آمد و چیزی افتاد ....
....
یک خرس تازه وارد ،لیزی به شهر خرسها آمده و خواهر خرسی خیلی دوست دارد زودتر با او دوست بشود.
ولی زمانی پای رئیس ....
زمانی بابا خرسی یک کامپیوتر به خانه میآورد، تمامی خانواده هیجانزده میشوند. طولی نمیکشد که مامان ....
بابا خرسی، برادر خرسی و خواهر خرسی دارند بیشتری هله هوله میخورند و انگار مامان خرسی و پزشک فرارلی بایست ....
برادرخرسی و خواهرخرسی برای اولین بار میخواهند توی یک تیم واقعی بیسبال بازی کنند. آیا موفق میشوند عضو ....
داستانی زیبا برای مقاومت با قلدری، حل مشکل و رابطه با بچه ها! یک تازهوارد قلدر به مدرسه آمده و خواهرخرسی ....
خرس بابا مشغول ورق زدن روزنامه ی بعدازظهر بود که گفت: «این جا رو! عکس دوستت امچوال فکچوال رو توی روزنامه ....
آن ها توی درخت بزرگی زندگی می کردند که خرس بابا داخل آن را خالی کرده و در آن یک خانه ساخته بود.
خانه ی خیلی ....
خرس برادر و خرس خواهر، خیلی از جاهای سرزمین خرس ها را بلد بودند.
آن ها می دانستند گل های وحشی در کجا نمایان می ....
بابا، نامه را از توی صندوق پستی خانواده ی خرس ها بیرون آورد و گفت: «این دیگه چیه؟»
نامه درباره ی جلسه ی باارزشی ....
با وجودی که بیرون خانه درختی خانواده خرس ها هوایی صاف و آفتابی داشت، اما داخل خانه، توفانی در حال شکل گرفتن ....
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید