درود به قسمت معرفی و تحقیق آثار نویسندگان سایت کتاب خوش آمدید
امروز برای شما معرفی و تحقیق آثار محمد بن محمد رستمی اصفهانی به وضعیت مجانی در سایت قرار دادیم این مطلب برای محمد بن محمد رستمی اصفهانی میباشد کتاب های زیر به وسیله محمد بن محمد رستمی اصفهانی میباشد با میانبر سایت شما میتوانید کتاب و یا مجلات مربوط به محمد بن محمد رستمی اصفهانی را سرچ نمایید
بایست بدانید که کارهای محمد بن محمد رستمی اصفهانی کاربردی و خواندنی هستش در این قسمت از آثار محمد بن محمد رستمی اصفهانی برای شما عزیزان آماده شده
اَبوسَعیدِ رُستَمی، محمد بن محمد رستمی اصفهانی، شاعر عربیسرای دستگاه صاحب بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ ق). وی از معاصران ابومنصور ثعالبی است و اشعار و اخبار مربوط به این شاعر تقریباً یه صفحاتی چند از كتاب یتیمة الدهر ممحدوده است (ثعالبی، ۳ / ۲۰۵-۲۰۷، ۲۲۱-۲۲۲، ۲۸۰، ۳۰۰- ۳۱۹). وجود بعضی اشعار ابوسعید رستمی، یا اخبار مربوط به او، در منابعی دیگر (نك : مافروخی، ۵۷، ۷۳؛ ابنتلاش د، ۴۳)، گویای آن است كه اخبار و اشعار شاعر بسی بیش از آن بوده كه در گزیدۀ ثعالبی فراهم آمده است، اما چنانكه از تحقیق منابع مفصل همانند معجمالادباء یاقوت و وفیات الاعیان ابن خلكان برمیآید، ظاهراً خیلی زود نام و یاد وی تحتالشعاع محبویت و نفوذ دیگر شاعران وقت قرار گرفته است.
ابوسعید را بدان سبب كه ششمین نیای وی رستم نام داشته، رستمی ندلگرمیهاند. او از سوی پدر تبار ایرانی داشت و از جانب مادر به «آل جنید»، كه عربنژاد بودند، میپیوست (نك : ثعالبی، ۳ / ۳۰۰، ۳۰۱، ۳۰۶؛ بهمنیار، ۱۰۴). ابوسعید در اصفهان دیده به جهان گشود و در همان شهر كه در آن دوران كانون شعر و ادب بود، نشو و نما یافت. در اوان جوانی در سلك ندیمان و ملاوقت صاحب بن عبّاد درآمد، چنانكه بعدها به سبب همین سابقۀ مصاحبت، به خود خیلی میبالید (ثعالبی، ۳ / ۲۹۵-۲۹۶، ۳۰۰، ۳۰۷؛ بهمنیار، ۱۴۳). تنها اطلاعی كه از وضع ظاهر و خلق و خوی شاعر داریم، همان است كه صاحب بن عبار ذكر كرده است (نك : ثعالبی، ۳ / ۳۰۱). ابوسعید نه رفتار و كرداری خوشایند داشت و نه چهره و هیکلی دلپسند، اما در پرتو نكتهسنجی و ظرافت شاعرانه و دوستی و رفاقت صادقانه، همگان را مجذوب خود میساخت. از زندگانی خصوصی و دسته جمعی شاعر نیز همین اندازه میدانیم كه در اصفهان زن و بچه و نواده داشته (نك : همانجا) و با املاك بیشماری كه در پرتو گشادهدستی صاحب بن عباد به دست آورده و غالباً از پرداخت مالیات آنان نیز معاف بوده (نك : همو، ۳ / ۳۰۱، ۳۰۴)، در رفاه كامل به سر میبرده است.
ابوسعید خود را مولا وخدمتگزار صاحب بن عباد میخواند. صاحب نیز او را بر زیادتر ویژهان و ندیمان خویش مگام میداشت (همو، ۳ / ۳۰۱، ۳۰۷؛ بهمنیار، ۱۶۶). او هم تمام شعر خود را به صاحب تخصیص داده بود (یاقوت، ۶ / ۱۶۹) و صریحاً میگفت كه جز او امیر دیگری را مدح نمیگوید (ثعالبی، ۳ / ۳۰۶)، چنانكه در قصاید بر جای مانده از او در مدح دیگران به ندرت شعری میتوان یافت (نك : همو، ۳ / ۳۰۲-۳۰۳، ۳۱۹). صاحب نیز گاه او را مناسبترین شاعر اصفهان و گاه مناسبترین شاعر وقت میخواند (همو، ۳ / ۳۰۱؛ بهمنیار، همانجا)، چنانكه گویند از میان ۰۰۰‘۱۰۰ قصیدۀ عربی و فارسی كه شاعران در ستایش وی سروده بودند، تنها شیفتۀ دو بیت شعر ابوسعید گردیده بود (یـاقوت، ۶ / ۲۶۳؛ نیز نك : ثعالبی، ۳ / ۳۰۷). این دو بیت شعر را همۀ منابعی كه به شرح حال صاحب بن عباد پرداختهاند، آوردهاند (ابن خلكان، ۱ / ۲۲۸- ۲۲۹؛ قوبائی، ۳۵؛ آل یاسین، ۱۶، ۱۷؛ امینی، ۴ / ۴۷- ۴۸).
اوج شاعری ابوسعید رستمی، سالهای ۳۴۷ تا ۳۶۶ ق (دوران قدرت و نفوذ صاحب بن عباد) در اصفهان بود. پس از عزیمت صاحب به گرگان، ابوسعید همچنان قصاید خود را از اصفهان برای وی میفرستاد، اما رفته رفته از این كار و حتی از مدح او نیز دست كشید. صاحب نامهای خطاب به ابوالعباس ضبی، شاعر معاصر ابوسعید رستمی به اصفهان نوشت و ضمن شكایت از بیوفایی شاعر، او را فرمان داد كه ابوسعید را به باز سرودن شعر تشویق كند (ثعالبی، ۳ / ۳۰۱؛ بهمنیار، ۱۶۷). از قرار معلوم، این گلهها مؤثر نیفتاد و احتمالاً تنها شعری كه ابوسعید از آن پس سرود، همان قصیدهای است كه در رثای صاحب بن عباد سروده است. ثعالبی (همانجا) این امر را یا نتیجۀ غرور شاعر یا تاثیر نزول قریحۀ شعری او در كهنسالی دانسته است. ابوسعید خود گوید كه پس از یك زندگی مدیحهسرایی، شعر را كه در دید او دیگر جز كالایی بیاهمیت نبود، به دیگر شاعران واگذاشت (همو، ۳ / ۳۱۹؛ علی خان مدنی، ۲ / ۳۸۶).
ابوسعید در اشعار خود، فصاحت بدویان و حلاوت متجددان را جمع كرده بود (بهمنیار، ۱۶۶) و زیادتر قصایدش نیز در مدح بوده است. اشعار بر جای مانده از ابوسعید یادآور قصاید جاهلی است، گرچه گاه نوآوریهایی نیز در آنان دیده میشود (ثعالبی، ۳ / ۳۰۲، ۳۰۵، ۳۰۷، ۳۱۲، ۳۱۴، ۳۱۷) كه شاعر با اطلال و دمن به راز و احتیاج میپردازد. ابوسعید در وصف چیره دست بود؛ ثعالبی، (۳ / ۲۰۶) شعر او را در وصف آب روان، مناسبترین سروده در این باب میشناسد. ابوسعید در بدیههسرایی نیز قدرتمند بود و در این باب بر زیادتر شاعران معاصرش مزیت داشت، چنانكه به روایت ثعالبی (۳ / ۲۰۰) روزی به زمان ورود به سرای صاحب بن عباد از مشاهدۀ خلعت قسمتیهای وی بالبداهه قصیدۀ معروفی سرود (نیز نك : بهمنیار، ۱۶۶-۱۶۷).
در مسابقات شعری كه صاحب بن عباد، به هر خوبت برگذار میكرد، ابوسعید شركت فعال داشت. چنانكه در مجموعۀ «داریات» (نك : ثعالبی، ۳ / ۲۰۳، ۲۰۵؛ بهمنیار، ۱۷۳) و نیز در مجموعۀ «بردونیات» (نك : ثعالبی، ۳ / ۲۱۴، ۲۲۱-۲۲۲؛ بهمنیار، ۱۶۹-۱۷۰) قصیدههای خود را به میدان رقابت با شعرای معاصر میآورد. مرثیهسرایی برای صاحب بن عباد نیز خود به صورت مسابقهای بزرگ درآمد كه همۀ شعرای وقت در آن شركت جستند و قصیدۀ ابوسعید رستمی در آن میان درخشید. ثعالبی از این قصیده تنها دو بیت آورده (۳ / ۲۸۰) كه در زیادتر منابع شرح حال صاحب، دیده میشود
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید