مسیر فعلی شما در سایت دهکده دانلود بخش دانلود کتاب :
دانلود کتاب-->>>
دانلود رایگان کتاب-->>>
فروش آنلاین کتاب-->>>
دانلود pdf کتاب مجموعه اشعار حسین منزوی
دانلود pdf کتاب مجموعه اشعار حسین منزوی
- نام کتاب : مجموعه اشعار
- ژانر کتاب : فروش آنلاین کتاب
- نام نویسنده : حسین منزوی
- انتشارات کتاب : نگاه
- سایز کتاب مجموعه اشعار : در فروش کتاب, کتاب به صورت فیزیکی تحویل داده خواهد شد
- نوع فایل دانلودی : فایل pdf و یا zip شده میباشد
- زبان کتاب : فارسی
- تاریخ درج : 2021-06-02 00:00:00
- تاریخ بروزرسانی : 2023-02-08 11:30:11
- منتقد و ارسال شده به وسیله : یاشار ایوبی
- امتیاز منتقد به مجموعه اشعار : 6
درودی دیگر
به وب سایت کتاب خوش آمدید
امروز برای شما pdf کتاب مجموعه اشعار برای شما عزیزان قرار دادیم این pdf کتاب مجموعه اشعار نوشته حسین منزوی میباشد مجموعه اشعار یکی دیگر از pdf کتاب های حسین منزوی هستش به یاری جستجو کار های حسین منزوی رو دانلود نمایید
pdf کتاب مجموعه اشعار یکی از pdf کتاب های یک کار ویژه و خواندنی هستش pdf کتاب مجموعه اشعار در قسمت فروش کتاب آنلاین برای هواداران مجله و کتاب قرار گرفته
مجموعه اشعار اثر حسین منزوی
مجموعه حاضر تلاشی جهت گردآوری آثار این شاعر بزرگ است.در آغاز مجموعه شعر حسین منزوی می خوانیم:«شعر تمام آن چیزی است که در زندگی اهمیت به یاد سپردن دارد»
حسین منزوی چهره نامدار شعر فارسی در سال 1325 در زنجان متولد شد.پدر او نیزشاعر بود و به آذری شعر می سرود.منزوی ابتدا در رشته ادبیات فارسی وارد دانشگاه تهران شد اما آن را نیمه رها کرد و سراغ جامعه شناسی رفت و طولی نکشید که جامعه شناسی را نیز رها کرد و بعدها با گذراندن واحدهای باقی مانده متخصصی این رشته را اخذ نمود.خود او در باره زندگی اش میگوید: «در زندگی آشفته وار من تقریبا هیج چیز در جای خود قرار نمی گیرد.»
حسین منزوی در سال 1350 اولین دفتر شعر خود ،حنجره زخمی تغزل را چاپ کرد و با این مجموعه عنوان مناسبترین شاعر جوان شعر فروغ را از آن خود کرد.منزوی سردرمدار غزل نئوکلاسیک است.غزل های او هم متتاثیر از غزل های قدیمی است هم اشعار نیمایی.اشعار منزوی در کنار دیگر شعرای بزرگ معاصر نظیر ابتهاج،منوچهر نیستانی و محمد علی بهمنی و دیگران در راستای دمیدن روحی تازه به قالب غزل بود که دوره ای از افول را در حال تجربه بود.
کتاب پیشنهادی :
'. دانلود pdf کتاب مداخله ی رفتاری در افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم طیبه صفری .'
او در مگامۀ کتاب از شوکران و شکر چنین می گوید: «هستند کسانی که می گویند در غزل هر چه حرف بوده، حافظ و سعدی و... زده اند و دیگر حرفی نمانده است. من می گویم که این طور نیست و خیلی حرف هاست که حافظ و سعدی نگفته اند؛ زیرا خیلی مسائل وجود دارد که حافظ و سعدی لمس نکرده اند.»
از باارزشترین ریشه های افتراق غزل منزوی با دیگر شعرا میتوان به حماسه های عاشقانه ذکر کرد.جایی که ترکیب واژگان معاصر با واژگان کهن است که در همنشینی مثال زدنی زبان منزوی را منحصر بشخص کرده است.نمادپردازی در غزل،ترکیب سازی های بدیع و خلق واژگان نو تمام در راستای همین زبان اتفاق افتاده اند.
کتاب مجموعه اشعار حسین منزوی حسین منزوی (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۲۵ – درگذشتهٔ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) شاعر ایرانی بود. او که زیادتر به عنوان شاعری غزل سرا شناخته شده است، در سرودن شعر نیمایی و شعر سپید هم تبحر داشت. اثر منزوی، در زنده کردن غزل معاصر، چشمگیر ارزیابی شده است و حتی برخی از منتقدان کار او را انقلابی در غزل امروز می دانند و آنرا با کاری که نیما در تحول شعر فارسی کرد، مقایسه کرده اند.وی در ترانه سرائی نیز توانا بود و آلبوم نسیما به خوانندگی افتخاری از سروده های اوست. خیلیی از غزل های او توسط خوانندگان مشهوری نظیر: کورو... دسته بندی های کتاب مجموعه اشعار حسین منزوی
دهه 2000 میلادی
شعر
ادبیات ایران
ترانه
شعر ایرانی
بخش هایی از کتاب
مجموعه اشعار حسین منزوی (لذت متن)
از زمزمــــه دل تنگیم، از تماممــه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم آوار پریشانــی ست ، رو ســوی چـــه بفراریم؟ زمانه ی حیرانی ست، خود را به که بسپاریم؟ تشویش هزار ” آیا”، وسواس هزار “اما” کوریم و نمی بینیم ، ورنه تمام مریضیم دوران شکوه بـــاغ از خاطرمان رفتــه ست امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم دردا کــه هدر دادیم آن ذات گرامی را تیغیم و نمی بریم، ابریم و نمی باریم ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب گفتند کــه بیدارید؟ گفتیم کـه بیداریم من راه تــو را بسته، تـــو راه مرا بسته دلگرمی رهایی نیست زمانی تمام دیواریم
ن و درد بودیم، من بودم و بازهم درد و احساس تلخی در اعماق من ریشه می کرد میان نیستان و آتش کسی شروه می خواند و تشباد هرم عطش را به صحرا می آورد هبوط غریبانه زائری دربه در بود در این کوچه پسکوچه باد مسموم شبگرد غزل های تنهایی ام کاش فهمیده بودند چرا واژه مرد هم قافیه مانده با درد و ای کاش گیراترین خاطرات بلوغم رها می شد از رخوت روح این خانه سرد سکوت است و تنهایی، اما نه... اما شگفتا کسی می زند بانگ در من که برگرد ای مرد!
دریا نبودم اما توفان سرشت من بود گرداب خویش گشتن در سرنوشت من بود چون موج در تاطم در ورطه زنده بودن هم سرنوشت من بود هم در سرشت من بود
لبت صریح ترین آیۀ شکوفایی است و چشم هایت شعر سیاه گویایی است» «مجنون بیابان ها افسانۀ مهجوری است لیلای من، اینک من! مجنون خیابان ها» «آخرین دیدار گفتم؟ عذر می خواهم عزیز! آخرین باری که دیدم غرق خون دیدم منت
به بخش دانلود پروژه ببینید تمامتلاش و تلاش ما سازگاری سایت برای شما بازدید کنندگان خواهد بود
لطفا در صورتی که خرابی و یا مسئلهی در سایت هستش برای مجموعه اشعار قسمت pdf کتاب سایت ما قرار بدید
جدیدترین تاریخ بروز کردن برابر است با : 1401/11/19 یا چهارشنبه نوزده بهمن هزار و چهارصد و یک است