من تشنه بودم... در سرابت، آب دیدم
در جام چشمانت، شرابی ناب دیدم
مرداب دنیا در نگاهم رنگ میباخت
نیلوفری در قلب آن مرداب دیدم
بوسیدم و... دیدی که دل میدادم از دست
بوسیدی و... بر نوعام سرخاب دیدم
شبگرد بودم پیش از این دلدادگیها
من بارها آن چهره در مهتاب دیدم
شاید شبی عطرت در این متروکه پیچید
دشتی پر از بابونه را در خواب دیدم
شاید شبی چشم انتظار نوشدارو
تهمینه را در ماتم سهراب دیدم
به بخش های دیگه سایت کتاب مثل دانلود کتاب ما رجوع نمایید تمامتلاش و تلاش ما به دست آوردن کتب عالی است
ممنون میشم در صورتی که خرابی و یا مسئلهی در سایت هستش برای pdf کتاب پیچک سایت ما قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید