نخواهد برد باغ از یاد اندوه درختان را
جهان پیوسته در تقویم دارد برگزان را
"یقین" جایی نخواهد داشت در بازار طراران
سر هر کوچهای تردید و شک وا کرده دکان را
سوار زخمی باد از کدامین دشت میآید
صدای حق حلاجها پر کرده میدان را
بهار از دامان هر کوه، صدها لاله میروید
دریغا کاوهای تا بشکند افسون ماران را
بغل کن خوابهایم را که میبافند بی تعبیر
درون پیله در اندیشهی پرواز، هذیان را
سحر با کوچههای خسته شخصا نوبتای دارد
که شب بیهوده میبوسد تن سرد خیابان را
به بخش های دیگه سایت کتاب مثل دانلود پروژه ما رجوع نمایید تلاش ما رایگان ماندن لینک های دانلود میباشد
خواهشمندم در صورتی که خرابی میبینید برای الف تا... قسمت pdf کتاب سایت ما قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید