مرد به یقه مانتوی بنفش ایلدخت چنگ زد. با یک حرکت او را از زمین کند و شق نشاند درد پا از لگن گذشت و پیچید تو کمرش چشماش سیاهی رفت و چیزی نمانده بود عق بزند تو سینه گوشت آلود مردک مرد سینه را چنان جلو داد که کلفت ترین رگ گردنش زیر پوست متورم شده بود و انگار می خواست از یقهاش بیرون بزند. نگاه ایلدخت از لای در نیم باز به استاری کم سویی افتاد که تو آسمان تیره میلرزید مرد انگشت ذکر را رو خط لبهای بیرنگ و روح ایلدخت کشید به چشمهای بزرگ و ماتم زدهاش نگاه کرد. آب دهانش را قورت داد و آرام گفت:لامصب خوشگلیها با سروان هم جیک و بوکت یکی بوده! ایلدخت دندان به هم فشرد و با انزجار از چشمان هرزه و چندش آورش رو برگرداند. مرد مجدد دست به نوعاش سابید. به پشت هلش داد و انداختش رو زمین چنگ رو گلوش گذاشت …
به قسمت دانلود مقاله ببینید تمامتلاش ما به دست آوردن کتب عالی میباشد
خواهشا توصیهتون رو برای pdf کتاب من قاتل زنم نیستم ما قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید