از کافه که بیرون آمدیم دیگر خودم را نمیشناختم. انگار که کسی به اسم آیدا هیچ زمان در من وجود نداشته است. تمام چیزم او شده بود. چشمانش دیدهام را به جهانی تازه اما ناشناخته باز کرده بود و تمام وجودم را تشنه به جرعهای از نگاهش ساخته بود. تنها چیزی که در سر و صدای خیابان میشنیدم سکوت ممتد بود و بعد از آن صدای یکی از قطعههای او که تا قبل آن روز مدام گوش میدادم. حس میکردم که دیگر برایم فرق ندارد که میخواهم چه کسی شوم و به کجا برسم. گویی به هر چیزی که در زندگی میخواسته ام رسیده ام و دیگر کاری با دنیا ندارم. اتفاق عجیبی در من رخ داده بود که توانایی سخن گفتن و یا حتی تفکر را از من گرفته بود. در وجودم حس غم و شادی با هم عجین شده بود و حالم را دگرگون ساخته بود.
حتما از بخش دانلود مجلات ما رجوع نمایید تلاش ما سریع تر کردن شتاب دانلود هستش
لطفا دید و توصیهات خود را برای دانلود که پریشانی این سلسله را آخر نیست سایت کتاب قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید