ذبیح سرش را خاراند: «نه، نیست. اما امضای هنر پیشهها شاید.»
«تو تا حالا یه دونه بازیگر اینجا دیدی؟»
ذبیح سر بالا انداخت و دفترچه را باز کرد. خیرالله به ورقه هایش سرک کشید. ذبیح دست و پا عدم موفقیته آغاز به خواندن کرد:
صفحه اول:
قوری ز قلم، قلم ز قوری، تو عشق منی گوگوری مگوری.
امضا: شهلا.
حتما از بخش دانلود کتاب ما سر بزنید کوشش ما دسته بندی کتاب ها به صورت خوب خواهد بود
خواهشمندم توصیهتون رو برای pdf کتاب ما قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید