روستای تیکی، اسیر طوفان شدیدی شد. طوفان وسایل آنان را پراکنده کرد. تیکی به دنبال یافتن وسایل از روستا دور شد. او در جنگل متوجة خانة عجیبی شد که روی دو پای یک مرغ زردرنگ کرکدار قرار داشت. پیرزنی زشت از خانه بیرون آمد و تیکی را به خانه برد. پیرزن به او گفت که اسمش بابایگا است و به وسیلة طوفان از سرزمینی دور به این جنگل آمده است. بابایگا، ناگهان دست تیکی را گرفته قصد میل کردن او را کرد. تیکی متوجه شد که اسیر بابایگای بدجنس شده و بایست خود را نجات دهد این کتاب مصور از مجموعه داستآنانی تیکی برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.
به قسمت دانلود مجلات ما سر بزنید تمام کوشش ما رایگان ماندن لینک های دانلود میباشد
حتما دید و توصیهات خود را برای دانلود تی کی و بابایگا سایت کتاب قرار بدید
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید