برگ سرفهای کرد و آرام گفت: بله… پیر شدهام اما پیریام را خیلی دوست دارم به شرط آنکه جوانها سر به سرم نگذارند و ناراحتم نکنند. پیری یعنی یک کوه پر از خاطره داشتن، آنقدر چیزها دیدهام و شنیدهام که خدا میداند. من مثل یک کتاب خیلی بزرگ قصه هستم و از پیری خود کاملا خشنود هستم. برگ همسایه گفت: هر کس که در زندگی به درد دیگران خورده باشد از پیری خود خشنود ست.
(برگرفته از متن ناشر)
کتاب قصه زندگی یک برگ نادر ابراهیمی (زاده ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران – درگذشته در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران)، داستاننویس معاصر ایرانی بود. او افزون بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کرده است. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از اندکشمار سخنوران ایرانی بهشمار میرود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بودهاند. نادر ابراهیمی تحصیلات مگاماتی خود را در زادگاهش یعن... دسته بندی های کتاب قصه زندگی یک برگ
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید