سرمگس و ویز رفتند فوتبال بازی کنند. مربی شان گفت: «برای بازی بزرگمان یک بازیکن کم داریم.» ویز گفت: «سرمگس می ....
روزی از روزها، سرمگس و ویز رفتند بیرون. ویز گفت: «بیا قایم موشک بازی کنیم.» ....
روزی از روزها ویز و سرمگس حوصله از کله شان رفته بود. سرمگس گفت: بازززی؟ ویز گفت: «آره ! بیا بازی مازی کنیم.» سرمگس ....
این داستان از مجموعه داستان های سرمگس، سرمگس و ویز شکست ناپذیر نام دارد. زمانی که این دو به رختخواب می روند ویز ....
روزی از روزها سرمگس داشت توی کوله پشتی ویز صبحانه می خورد. ویز کوله اش را برداشت و رفتش مدرسه. توی مدرسه، سرمگس ....
یک روز بابا گفت: «کی دلش ماشین سواری می خواهد؟» ویز و سرمگس گفتند: «ما! ما!» بابا گفت: «کمربندها بسته!» بعدش شیشه ....
روزی از روزها، ویز و سرمگس و مامان و بابا رفتند سفر، یک جای خیلی دور. نزدیکی های شام، جلوی هتلی نگه داشتند. ویز ....
در شبی تاریک و طوفانی، ویز و سرمگس بازی می کردند. ویز برای هر دوتایی شان پازل درست کرد. ویز برای هر دوتایی شان ....
شبی از شب ها ویز گفت: «باید مشق هایم را بنویسم سرمگس. یک قصه ی افسانه ای! کمکم می کنی؟» سرمگس گفت: «اوهومززز!» ویز ....
شبی از شب ها، ویز برای سرمگس کتاب می خواند: «... و نینجا دنیا را نجات داد.» ویز گفت: «تمام شد! کتاب باحالی بود! خب، ....
رمان تاریخی پتر اول اثر سترگ نویسنده ی نامدار روس که ماکسیم گورکی چهره ی ماندگار ادبیات جهان آن را در میان رمان ....
خدای صبور و دانای حقیقت، مجموعه ای از داستان های کوتاه از «لئو تولستوی»، نویسندة برجستة روسی، برای کودکان و ....
رفیق های ویز آمدند تا سیرک هیجان انگیز سرمگس را تماشا کنند. ویز گفت: «برای شیرین کاری های جالب و جدید سرمگس ....
این کتاب محصول اواخر عمر تولستوی است و همانند دیگر آثار این نویسنده ی بزرگ دغدغه هایی بیش از داستان گویی صرف ....
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید