مسیر فعلی شما در سایت دهکده دانلود بخش دانلود کتاب :
دانلود کتاب-->>>
دانلود رایگان کتاب-->>>
دانلود کتاب رمان و کتاب داستان-->>>
دانلود pdf کتاب رمان خواهر شوهر محدثه فارسی
دانلود pdf کتاب رمان خواهر شوهر محدثه فارسی
- نام کتاب : رمان خواهر شوهر
- ژانر کتاب : دانلود کتاب رمان و کتاب داستان
- نام نویسنده : محدثه فارسی
- سایز کتاب رمان خواهر شوهر : ۳ مگابایت
- نوع فایل دانلودی : فایل pdf و یا zip شده میباشد
- زبان کتاب : فارسی
- تاریخ درج : 2021-06-29 00:00:00
- تاریخ بروزرسانی : 2023-06-14 13:40:06
- منتقد و ارسال شده به وسیله : یاشار ایوبی
- امتیاز منتقد به رمان خواهر شوهر : 8
سلام و صد سلام به قسمت رمان ما خوش آمدید
امروز برای شما pdf کتاب رمان خواهر شوهر رو قرار دادیم این pdf کتاب رمان خواهر شوهر برای محدثه فارسی هستش رمان خواهر شوهر یکی دیگر از pdf کتاب های محدثه فارسی هستش میتوانید از طریق نام مطالب زیادتری از محدثه فارسی نمایان نمایید
pdf کتاب رمان خواهر شوهر یکی از pdf کتاب های کاربردی و خواندنی هستش pdf کتاب رمان خواهر شوهر در قسمت رمان برای علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی قرار گرفته
رمان خواهر شوهر اثر محدثه فارسی
معرفی کتاب رمان خواهر شوهر
کتاب رمان خواهر شوهر به قلم محدثه فارسی داستان زندگی دختر و پسری را روایت میکند کهتلاش در منصرف کردن خواهر و برادر خود برای ازدواج با یکدیگر دارند تا اینکه....
در قسمتی از کتاب رمان خواهر شوهر میخوانیم:
- خب مناسبتره جوونها برن با هم حرف بزنن.
کتاب پیشنهادی :
'. دانلود pdf کتاب خدای ناپدید شونده میرچا الیاده .'
نگاهم سریع سمت یاسی کشیده شد، این چه حرفی بود؟
بابای کیان هم تایید کرد و اون دوتا بلند شدن، وای که داشتم جز جیگر میگرفتم.
درحالی که لبم و میجوییدم گفتم:
- بقسمتید، دستشویی کجاست؟ نیلو جون سریع گفت:
- توی اون راهرو عزیزم. بلند شدم و به راهرو نگاه کردم، جون بابا به در ورودی نزدیک، سریع با اون پاشنهها حرکت کردم و به اصطلاح خودم رو توی راهرو گم کردم. بعد از دو دقیقه نگاهی به جمع انداختم؛ حواسشون نبود، ابروم رو بالا انداختم و تند تند بیرون رفتم، پشت درختا قایم شدم و گوشم رو به درخت چسبوندم.
وای چرا صدا نمیاد؟ یکم دیگه فشار دادم، گوشم زخم شد فکر کنم
باشنیدن صدای کیان نزدیک بود هفت هشت تا سکته رو رد کنم
-برای این صدارو نمیشنوی که سرت و چسبوندی به درخت.
وای راست میگفت، کارم از اسکلی هم گذشته. با اخم نگاهش کردم
-هن چیه؟ چی میخوای؟
لبخند تخسی زد
- گفتم اگه میخوای اینجا پشت درخت دستشویی کنی یه چادر بیارم بگیرم زشت نباشه.
ناخودآگاه خندیدم، ولی نه بلند، با تعجب نگاهم کرد.
خعلی باهاش حال کردم؛ زدم به بازوش
- سگ تو روحت؛ ترررر.
مجدد زدم زیر خنده؛ بعد از چند دقیقه خودشم خندید و یهو جدی شدم
- بسه، بهت خندیدما.
نیشش رو بست
- نگفتی اینجا چی میخوای؟
بهم نگاه کرد و آروم گفت:
- ببین... من فهمیدم تو با ازدواج داداشت مخالفی، منم بیشتر موافق نیستم تک خواهرم ازدواج کنه، بیا یه مفاکتورهای کنیم.
خودم رو به اون راه زدم
- خدا شفات بده؛ کدوم خواهری از زن گرفتن برادرش ناآسان میشه؟
خیلی رک گفت:
- تو!
خیلی قانعم کرد بیصاحاب. یکمی توچشم هاش زل زدم
- از کجا بدونم کلکی تو کارت نیست؟
-به جان تک خواهرم قسم کلکی در کار نیست.
یکمی دیگه نگاهش کردم و بعد گفتم:
- اوکی ولی به شرطی که باهام همکاری کنی.
سرش رو تکون داد
- صددرصد، میخوام کاری کنیم که از هم بیزار بشن دیدت چیه؟
لبخند دندوننما زدم
- ایول.
دستم و عین تفنگ کردم و ژست گرفتم
- بیا نامحسوس بریم جلو ببینیم چی میگن. به حرکت من خندید و گفت:
- فکر میکردم فقط خودم خلم، دلگرمیوار شدم.
آروم آروم حرکت کردیم و به سمت یه درخت دیگه رفتیم، گوشمون رو نزدیک بردیم
- خب خانوم آینده عزیزم، میخوای دانشگاه رو چی کار کنی؟ من امسال سال آخرمهها!
کیمیا خندید، نکبت...
- میدونی که اگه اساتید بفهمن ما دوتا زن و شوهریم از هم جدامون میکنن، پس بایست نامحسوس بریم بیایم، بعدشم جنابعالی بایست تا پزشکا بخونی.
کلمات کلیدی: دانلود pdf رمان خواهر شوهر، رمان جالب، رمان ایرانی pdf، رمان طنز، pdf رمان طنز، رمان طنز و هیجانی، دانلود رمان طنز pdf، دانلود رمان طنز و کلکلی، کتاب رمان خواهر شوهر، دانلود رایگان رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان، دانلود pdf رمان، رمان pdf، pdf عاشقانه، دانلود رایگان رمان خواهر شوهر، دانلود رمان رایگان، دانلود پی دی اف رمان خواهر شوهر، رمان، رمان عاشقانه، دانلود رمان ایرانی، به بخش دانلود کتاب ما سر بزنید تمام کوشش ما راحتی کار با گوشی خواهد بود
ممنون میشم در صورتی که خرابی
مسئلهی میبینید برای دانلود pdf کتاب سایت ما قرار بدید
جدیدترین زمان تغییر مساویس ست با : 1402/3/24 یا چهارشنبه بیست و چهار خرداد هزار و چهارصد و دو است