مسیر فعلی شما در سایت دهکده دانلود بخش دانلود کتاب :
دانلود کتاب-->>>
دانلود رایگان کتاب-->>>
دانلود کتاب رمان و کتاب داستان-->>>
دانلود pdf کتاب داستان کوتاه اغما الناز چهارراهی رایگان
دانلود pdf کتاب داستان کوتاه اغما الناز چهارراهی رایگان
- نام کتاب : داستان کوتاه اغما
- ژانر کتاب : دانلود کتاب رمان و کتاب داستان
- نام نویسنده : الناز چهارراهی
- نوع فایل دانلودی : فایل pdf است
- زبان کتاب : فارسی
- تاریخ درج : 2021-05-08 03:30:01
- تاریخ بروزرسانی : 2023-01-14 06:50:04
- منتقد و ارسال شده به وسیله : یاشار ایوبی
- امتیاز منتقد به داستان کوتاه اغما : 10
درودی دیگر به سایت دانلود کتاب خوش آمدید
امروز برای شما دانلود pdf کتاب داستان کوتاه اغما برای شما عزیزان آماده کردیم این pdf کتاب داستان کوتاه اغما نوشته الناز چهارراهی میباشد pdf کتاب داستان کوتاه اغما تاثیر الناز چهارراهی هستش به وسیله جستجوی سایت سایت کتاب میتوانید مطالب زیادتری از الناز چهارراهی برای خودتون ذخیره نمایید
pdf کتاب داستان کوتاه اغما یکی از pdf کتاب های اثر گذار و با محتوای سایت ماست pdf کتاب داستان کوتاه اغما در قسمت كتاب رمان برای مشتاقان به کتب و مجلات قرار گرفته
داستان کوتاه اغما اثر الناز چهارراهی
دانلود کتاب داستان کوتاه اغما
دانلود کتاب داستان کوتاه اغما
کتاب پیشنهادی :
'. دانلود pdf کتاب چرا به علم اعتماد کنیم؟ نیومی اورسکیز .'
ﺻﺪای آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﯿﺶ از ﺻﺪﺑﺎر در ﮔﻮﺷﻢ اﮐﻮ ﺷﺪ. ﺻﺪاﯾﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ روزﻫﺎ ﺑﺎ ﻏﻢﻫﺎﯾﻢ ﻋﺠﯿﻦ ﺷﺪه ﺑﻮد. ﻫﺮ ﺑﺎر ﺷﻨﯿﺪﻧﺶ ﺣﺎلِ ﺑﺪم را ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽﮐﺮد و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺘﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮم ﻓﺮود ﻣﯽآﻣﺪ. اﯾﻦ ﺑﺎر ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ دﻓﻌﻪ، ﺟﺎن ﺗﺎ ﻟﺒﻢ ﺑﺎﻻ آﻣﺪ و از ﻣﯿﺎن ﺣﺠﻢ ﻋﻈﯿﻢ اﻓﮑﺎری ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﯾﺄس و اﻣﯿﺪ در ﻧﻮﺳﺎن ﺑﻮد، ﺟﺎﻧﻢ را از درون ﭼﻨﮓ ﻣﯽاﻧﺪاﺧﺖ و ﻣﯽﻓﺸﺮد، ﺑﯿﺮون راﻧﺪه ﺷﺪم .
– آقای پزشک محمدی به قسمت اورژانس .
صدا هر لحظه کم و کمتر شد و من نَفَسی از سر آسودگی کشیدم ، اما فقط برای لحظه ای … و باز هم بی تابی مرا چون باتلاقی در خود فرو برد . دستم روی شیشه ای نشست که هوای من و محمدم را جدا می کرد . نگاهم بر نَفَس های نامنظمش ثابت ماند . برای بار هزارم میان انبوه خاطرات ، غوطه ور شدم و گذشته ام را لحظه لحظه زندگی کردم .
” خدایا من همینطوریش هم تو منجلاب فرو رفته بودم ، این مصیبت دیگه برام بیشتره ، به خدا من دَووم نمیارم ” دیدم تار شد و چشم هایم پر ! با اولین تصویری که از او در ذهنم اثر بست ، لبم آغاز به لرزیدن کرد . به دلگرمی دیدنش چشمهایم را بستم و غم هایم در رگه های باریکی ، روی نوع ام جاری شد !
صدای گرمش ، نگاه براقش ، حتی بد قلقی ها و رفتارهای اخیرش ، تمام و تمام چون فیلمی بر پرده سینما ، در ذهنم به نمایش درآمد . شیرینی اش ، لبخند را بر لبم کاشت . اما لبخندی که با بغض همراه بود و دوامی نداشت .
– این اواخر به هر دومون سخت گذشت ، من تلخی کردم تو کم محلی کردی ، من بحث کردم تو دوری کردی ؛ اما اینو بدون نبودت نبود منم می شه ، پس توروخدا برگرد ، برگرد تا درست کنیم تمام چیز رو …
باز هم صدای ظریف پرستار پیچید و من برای بار هزارم مرگ را تجربه کردم . به راهرویی که آخرش نانمایان بود و حکم قفس را برایم داشت چشم دوختم و چیزی جز تابلویی با اثر دخترکی که سکوت را یادآور می شد ، چشمم را نگرفت . پایم روی زمین ضرب گرفته بود و دلم مثل سیر و سرکه می جوشید . پرستاری که از اتاق کناری بیرون آمد و نوید مناسبتر شدن حال بیمار را به همراهش می داد ، دیدم را جلب کرد . مرد می خندید و خدا را شکر می کرد برای خوب شدن بیمارش …
برای دانلود کتاب
داستان کوتاه اغما ، به دنباله مطلب بروید .
نويسنده / مترجم : الناز چهارراهی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 253 کیلوبایت
خوشحال میشیم در صورتی که شما از دسته بندی دانلود مجلات ببینید کلیه انرژی ما برای به دست آوردن کتب عالی میباشد
ممنون میشم توصیهتون رو برای pdf کتاب داستان کوتاه اغما سایت سایت کتاب قرار بدید
زمان تغییر مساویس ست با : 1401/10/24 یا شنبه بیست و چهار دی هزار و چهارصد و یک است