کتاب ابشالوم ابشالوم نوشته ویلیام فاکنر
ما سه بیگانه بودیم. نمی دانم کلایتی چه در سر داشت و روز و روزگارش چه بود و کدام خوراکی که موادش را با هم عمل آوردیم و می پختیم و لباسی که نخش را می رشتیم و می بافتیم قوتش می داد و می پوشاند. اما این را توقع داشتم چون من و او دشمن بی پرده آری آبرومند بودیم. منتها این را هم نمی دانستم که جودیت چه در سر و دل دارد. هر سه تامان در یک اتاق می خوابیدیدم (علت این کار افزون بر قناعت کردن در هیزمی که ناچار بودیم خودمان برداریم و بیاوریم چیز دیگری هم بود. به دلیل امنیت این کار را می کردیم. چیزی به زمستان نمانده بود و سربازها یواش یواش برمی گشتند…
نمایانات فایل:
کتاب پیشنهادی : '. دانلود pdf کتاب باران مجدالدین میرفخرایی .'
امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب- دانلود کتاب
از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید